اختلاف در فرهنگ زندگي و معاشرت

زن و شوهري از دو فرهنگ متفاوت؛ امّا مذهبي هستند. يکي دارای فرهنگي روستايي با تحصيلات پايين و ديگري با فرهنگ شهري و تحصيلات بالا دارد. حالا آن که فرهنگش شهري است، فرهنگ خود را به رخ همسرش مي‌کشد و او را سرخورده مي‌کند. همسر چنين افرادي چه بايد بکنند؟
اوّل: احساس شخصيت دروني
قبل از اين که دربارة چگونگي رفتار چنين شخصي با همسر خود معلوم شود، بايد بگوييم اين فرد با خود چگونه رفتار کند.
يکي از مشکلات بزرگ ما در زندگي اين است که تأثير زيادي از قضاوت مردم مي‌گيريم. اين عيب بزرگي است. ما خودمان بايد ملاک و معيار مشخصي براي قضاوت داشته باشيم. چرا بايد شخصيت خود را با حرف مردم بسنجيم؟ حالا اين مردم هر کسي که مي‌‌خواهند باشند؛ چه همسر يا پدر و مادر و چه کساني دورتر از اين‌ها. مگر قرآن بارها و بارها دربارة نوع قضاوت مردم دربارة انبياء سخن نگفته است. همه نوع نسبتي به پيامبران الهي مي‌دادند؛ امّا آيا آن‌ها در شخصيت خودشان ترديد مي‌کردند؟ ناراحت مي‌شدند؛ امّا به جهت گمراهي مردم؛ نه به دليل نوع قضاوت آن‌ها دربارة انبياء.
خداوند در قرآن مي‌فرمايد:
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِباد ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ؛ دريغا بر اين بندگان! هيچ پيامبرى برايشان نيامد، جز آن كه او را به مسخره مى‏گرفتند.
امام کاظم(علیه السلام) به هشام فرمود:
اي هشام! اگر در دست تو گردويي باشد و مردم بگويند اين لؤلؤ است، سودي براي تو ندارد؛ چرا که مي‌داني آنچه در دست داري گردو است. اگر هم در دست تو لؤلؤيي باشد و مردم بگويند گردو است، زياني به حال تو ندارد؛ چرا که مي‌داني، آنچه در دست تو است، لؤلؤ است.
ما بايد دربارة ملاک‌هاي شخصيت معرفت پيدا کرده و به آن ايمان بياوريم. از نگاه قرآني تنها ملاک شخصيت تقوا است. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير؛ اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يك‌ديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارج‌مندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شما است. بى‏ترديد، خداوند داناى آگاه است.
ابن عباس گويد:
اين آيه در شأن ثابت بن قيس نازل شده است. جريان چنين است: شخصى مي‌خواست نزد پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) بنشيند؛ امّا ثابت بن قيس به او جا نداد و گفت: «اى فرزند فلانه».
حضرت فرمود: چه كسى اين سخن را بر زبان راند؟
ثابت گفت: اى رسول خدا! من گفتم.
نبى اكرم(صلی الله علیه و آله وسلم) گفت: به سيماى اين جماعت نگاه كن.
ثابت نگاه كرد. پيغمبر فرمود: اى ثابت! چه مى‏بينى؟
پاسخ داد: عده‏اى سپيد و معدودى سرخ و تعدادى سياه هستند.
حضرت فرمود: هيچ كس بر ديگرى برترى ندارد، مگر به دين و تقوى و پرهيزگارى.
پس خداوند اين آيه را فرو فرستاد.
با توجّه به اين آيه بايد گفت کجايي بودن، دليل بر برتري نيست.
تحصيلات بالا هم دليل برتري نيست. ارزش علم به نتيجة آن است. نتيجة علم را هم در آيات و روايات به ما گفته‌اند.
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء؛ از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند.
با توجّه به اين آيه بايد گفت که آن کس که در دل خشيت خداوند را ندارد، از زمرة علما خارج است. علم بايد روي اخلاق و باطن انسان تأثير بگذارد و اگر اين چنين نباشد، آنچه انسان به دست آورده علم نيست.
در روايت معروف اباذر، رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:
اي اباذر! بدترين جايگاه را در قيامت عالمي دارد که علمش به او سود نبخشيده، اگر کسي به دنبال علم برود براي اين که توجّه مردم را به خود جلب کند، بوي بهشت را هم در روز قيامت استشمام نخواهد کرد. ... اي اباذر! [در قيامت] گروهي از اهل بهشت با گروهي از اهل جهنم رو به رو مي‌شوند و به آن‌ها مي‌گويند: چه چيزي شما را جهنمي کرد؟ در حالي که ما با تعليم و تربيت شما وارد بهشت شديم.
آن‌ها مي‌گويند: ما شما را به کارهاي خير امر مي‌کرديم؛ امّا خودمان انجام نمي‌داديم.
دوّم: برخورد بزرگوارانه و همراه با منطق
پس از اين که از درون، نوع نگاهتان نسبت به مسألة شخصيت تغيير کرد، در مقام عمل تلاش کنيد که بزرگوارانه برخورد کنيد. يعني اگر آن‌ها فخر فروشي مي‌کنند، شما فخر فروشي نکنيد. اگر آن‌ها شهر و تحصيلات را به رخ شما مي‌کشند، شما به دنبال چيزي نباشيد که به رخ آن‌ها بکشيد. بهترين رفتار در مقابل همسري که برتري خود را در شهري بودن و تحصيلات بالا مي‌بيند، برخورد کريمانه است. به مرور زمان اين برخورد کريمانه نتيجه خواهد داد؛ البتّه بايد بزرگوارانه و فعّال عمل کرد؛ يعني شما تلاش کنيد با رفتار مهربانانه، همراه با احترام با او برخورد کنيد و به معناي حقيقي کلمه همسري خوب براي او باشيد. پس از اين هم با در نظر گرفتن قوانين گفتگو با توجّه به معارف ديني با او صحبت کنيد تا متوجّه اشتباه خود شود. رفتار بزرگوارانه در کنار گفتگوي منطقي بُرنده‌ترين و بي‌زيان‌ترين راه براي رفتار با اين همسر است.
سوّم: حسن ظنّ
البتّه اين را هم اضافه کنم که هميشه اين نوع برخورد، نشان‌دهندة قصد و غرض فرد اين چنيني نيست؛ بلکه در بسياري از موارد هضم شدن در فرهنگ و باورهاي عموميِ اشتباه است که موجب مي‌شود فرد اين گونه فکر کند. شما با همان رفتار بزرگوارانه و گفتار منطقي تلاش کنيد تا به او بفهمانيد اين باور عمومي اشتباه اندر اشتباه است.

57 || 57439