ميزان اعتماد به کتب تربيتي موجود در بازار کتاب

با وجود اين همه کتاب‌هاي تربيتي غربي که بازار بوده و بيش‌تر آن‌ها غربي است، تا چه اندازه مي‌توان به آن‌ها اعتماد کرد؟

اوّل: تفاوت جهان‌بيني ديني و غربي
نوع نگاه غرب به مفاهيم کليدي در مسائل تربيتي بسيار متفاوت با ديدگاه اسلام است. تعريف اين مفاهيم از سوي کسي که به وحي اعتقادي ندارد، نمي‌تواند با نگاه وحياني و ديني تطبيق داشته باشد. خوش‌بختي، بدبختي، عزّت، ذلّت، شخصيّت، رفاه، وظيفه، حق، و ... همه از مفاهيم کليدي هستند که نگاه غربي و ديني دو تعريف متفاوت از آن ارائه مي‌دهند. اصلاً چرا اين مقوله‌ها؟ تعريف يک متفکّر غربي از موضوع اصلي تربيت که خود انسان است با تعريف انسان از نگاه دين تفاوتي از زمين تا آسمان دارد. هدف آفرينش، هدف از زندگي مشترک و هدف از تربيت از نگاه اين دو تفکّر يک‌سان نيست. روش‌هاي تربيتي هم مبتني بر همين مفاهيم است.
براي ملموس شدن بحث يک مثال کاربردي مي‌آوريم. وقتي از ديدگاه ديني هدف خلقت خدايي شدن و مسير آن هم عبوديّت معرفي شد، انسانيت انسان در عبد بودن او خلاصه مي‌شود. عبد بودن هم يعني اين که در مقابل هر آنچه خدا مي‌گويد چشم بگو و بر چشم بگذار. با اين نگاه، خوش‌بخت کسي است که به عبوديّت برسد؛ اگر چه ممکن است در اين مسير سختي‌هاي بسياري هم متحمّل شود؛ امّا اگر هدف آفرينش رفاه بيش‌تر شد، يا به تعبير فارسي‌تر هدف زندگي، تن آسودگي بيش‌تري باشد، شما وقتي احساس خوش‌بختي مي‌کنيد که رفاه بيش‌تري داشته باشيد. مباني تربيتي غرب، انسان را به اين سمت از زندگي مي‌برد؛ امّا مباني تربيتي اسلام، انسان را به سوي بندگي سوق مي‌دهد.
يکي از مقوله‌هاي بسيار مهم روان‌شناسي بحث آرامش است. آرامش همان متاعي است که بسياري از انسان‌ها حاضرند آن را به هر قيمتي شده به دست آورند. در فرهنگ ديني هم از آرامش با عنوان‌هاي گوناگوني مثل اطمينان و سکونت و سکينه و ... ياد شده است. در روان‌شناسي ديني به هيچ وجه نمي‌توان با گناه به آرامش رسيد؛ امّا يک سؤال! تعريف گناه از نگاه روان‌شناسي غربي چيست؟ ارتباط‌هاي آن‌چناني با جنس مخالف، رقص، موسيقي‌هاي طرب آلود، در روان‌شناسي غربي به عنوان آرامش‌بخش معرفي مي‌شود؛ ولي آيا اين کارها با توجّه به معارف ديني مي‌تواند آرامش‌بخش هم باشد؟ از نگاه ديني هيچ انساني با گناه نمي‌تواند به آرامش برسد.
مقام معظّم رهبري در بيانات خود در جمع اساتيد دانشگاه فرمودند:
ما در زمينة علوم انساني، کار بومي، تحقيقات اسلامي چقدر داريم؟ کتاب آماده در زمينه‌هاي علوم انساني مگر چقدر داريم؟ استاد مُبرّزي که معتقد به جهان‌بيني اسلامي باشد و بخواهد جامعه‌شناسي يا روان‌شناسي يا مديريت و غيره درس بدهد مگر چقدر داريم که اين همه دانش‌جو براي اين رشته‌ها مي‌گيريم؟ اين نگران کننده است. بسياري از مباحث علوم انساني مبتني بر فلسفه‌هايي هستند که مبنايش مادّي‌گري است، حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليّت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوي به انسان و جهان است و خوب، اين علوم انساني را ترجمه کنيم، آنچه را غربي‌ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شکّاکيّت و ترديد و بي‌اعتقادي به مباني الهي و اسلامي و ارزش‌هاي خودمان را در قالب‌هاي درسي به جوان‌ها منتقل کنيم؛ اين چيز خيلي مطلوبي نيست.
دوّم: آشنايي با مباني ديني، پيش از استفاده از راه‌کارهاي غربي
با توجّه به اختلاف موجود ميان جهان بيني غربي و اسلامي بايد گفت کسي که مي‌خواهد از کتاب‌هاي روان‌شناسي غربي استفاده کند، بايد با مباني انديشة ديني آشنا باشد تا در استفاده از روش‌هاي تربيتي آن‌ها دچار انحراف نشود. متأسّفانه برخي از افراد به جهت علاقة فراوان به مباحث روان‌شناسي و تربيت، عجله کرده و بدون آشنايي با مباني ديني به سراغ اين کتاب‌ها رفتند؛ امّا در عمل، اعتقاداتشان رنگ همان مباني را گرفت.
پس از آشنايي با مباني انديشة ديني نمي‌توان انکار کرد که برخي از راه‌کارهاي کتب غربي قابل استفاده است.
مقام معظّم رهبري در جمع خواهران قرآن پژوه فرمودند:
من دربارة علوم انساني گلايه‌اي از مجموعه‌هاي دانشگاهي کردم، بارها؛ اين اواخر هم همين جور. ما علوم انساني‌مان بر مبادي و مباني متعارض با مباني قرآني و اسلامي بنا شده است. علوم انساني غرب مبتني بر جهان‌بيني ديگري است؛ مبتني بر فهم ديگري از عالم آفرينش است و غالبا مبتني بر نگاه مادي است. خوب، اين نگاه، نگاه غلطي است؛ اين مبنا، مبناي غلطي است. اين علوم انساني را ما به صورت ترجمه‌اي بدون اين که هيچ گونه فکر تحقيقي اسلامي را اجازه بدهيم در آن راه پيدا کند، مي‌آوريم تو دانشگاه‌هاي خودمان و در بخش‌هاي مختلف اين‌ها را تعليم مي‌دهيم؛ در حالي که ريشه و پايه و اساس علوم انساني را در قرآن بايد پيدا کرد. يکي از بخش‌هاي مهم قرآن پژوهي اين است. بايد در زمينه‌هاي گوناگون به نکات و دقايق قرآن توجّه کرد و مباني علوم انساني را در قرآن کريم جستجو و پيدا کرد. اين يک کار بسيار اساسي و مهمي است. اگر اين شد، آن وقت متفکّرين و پژوهندگان و صاحب نظران در علوم مختلف انساني مي‌توانند بر اين پايه و بر اين اساس بناهاي رفيعي را بنا کنند؛ البتّه آن وقت مي‌توانند از پيش‌رفت‌هاي ديگران، غربي‌ها و کساني که در علوم انساني پيش‌رفت داشتند استفاده هم بکنند؛ لکن مبنا بايد قرآني باشد.

115 || 60934